به رختخواب رفتم،،، قبل از اینکه بخوابم نگاهی به همسرم انداختم... با آرامش تمام به خواب رفته بود ... وبا خود گفتم: مسکین،...چقدر زن ها مظلوم هستن، بعد از اینکه سال ها با پدر و مادر و خانواده اش زندگی کرده، حالا در کنار مرد غریبی قرار گرفته،،، خانه ی والدین را ترک گفته، و خودش را در پناه مردی قرار داده، تا او را به معروف امر کند و از منکر باز دارد، و او نیز برای خشنودی الله آمده تا به این مرد خدمت کند....
آری ... همه اینها به دستور دین است ... پاک و منزه است خدایی که چنین دین مقدسی برای ما قرار داده...
قصه ای با تو شد آغاز که پایان نگرفت !...ما را در سایت قصه ای با تو شد آغاز که پایان نگرفت ! دنبال میکنید
برچسب: زن در نگاه نیچه,زن در نگاه مولانا,زن در نگاه غرب,زن در نگاه علی,زن در نگاه,زن در نگاه امام,زن در نگاه دکتر شریعتی,زن در نگاه بزرگان,زن در نگاه شریعتی, نویسنده: بازدید: 17